توانایی شناختی و استعداد شغلی به پرسش‌های متفاوتی پاسخ می‌دهند. بهره هوشی پیش‌بینی می‌کند فرد چقدر در یک نقش خوب عمل خواهد کرد، و هرچه نقش پیچیده‌تر شود قوی‌تر پیش‌بینی می‌کند. تناسب علاقه، که همان چیزی است که پرسش‌نامه‌های استعداد و شغل می‌سنجند، رضایت و ماندگاری فرد را پیش‌بینی می‌کند. هیچ‌کدام جایگزین دیگری نیست، و استفاده از نمره بهره هوشی برای انتخاب شغل خطایی مقوله‌ای است که افرادی توانمند و ناراضی تولید می‌کند.

توانایی شناختی در محل کار چه چیزی را پیش‌بینی می‌کند

توانایی شناختی عمومی در پژوهش‌های گزینش از بهترین پیش‌بین‌های منفرد عملکرد شغلی است، و این رابطه با افزایش پیچیدگی شغل قوی‌تر می‌شود. برای کار روتین همبستگی متوسط است. برای نقش‌هایی با مسائل جدید و یادگیری مستمر بسیار بالاتر است، چون آنچه سنجیده می‌شود سرعت کسب و به‌کارگیری اطلاعات جدید است.

حتی بیشتر از عملکرد شغلی، عملکرد آموزشی را پیش‌بینی می‌کند، که با منطق سازگار است. آموزش نزدیک به حالت خالص یادگیری مواد ناآشنا زیر فشار زمان است.

اندازه این همبستگی‌ها اخیراً رو به پایین بازبینی شده، زیرا پژوهشگران اصلاحات آماری اعمال‌شده بر دهه‌ها مطالعه را دوباره بررسی کرده‌اند. توانایی شناختی همچنان پیش‌بینی‌کننده‌ای واقعی و کوچک‌تر از اجماع پیشین است.

تناسب علاقه چه چیزی را پیش‌بینی می‌کند

مدل RIASEC هالند افراد و محیط‌های کاری را به شش نوع دسته‌بندی می‌کند: واقع‌گرا، پژوهشگر، هنری، اجتماعی، کارآفرین، و قراردادی. ادعا این است که وقتی نیمرخ فرد با محیطش مطابقت داشته باشد، رضایت و پایداری بهبود می‌یابد.

نوعگرایشمحیط‌های معمول
واقع‌گراساختن، تعمیر، کار فیزیکی و مکانیکیحرفه‌های فنی، مهندسی، کشاورزی
پژوهشگرتحلیل، پژوهش، حل مسائل انتزاعیعلوم، پزشکی، کار داده‌ها
هنریآفرینش، بیان، کار بدون ساختار ثابتطراحی، نویسندگی، اجرا
اجتماعیآموزش، کمک، پرورش افرادآموزش‌وپرورش، بهداشت، مشاوره
کارآفرینمتقاعدسازی، رهبری، پذیرش ریسک تجاریفروش، مدیریت، تأسیس شرکت
قراردادیسازمان‌دهی، مرتب‌سازی، کار با نظام‌های مشخصحسابداری، اداری، تدارکات

تناسب علاقه رضایت و ماندگاری را نسبتاً خوب پیش‌بینی می‌کند و عملکرد را ضعیف پیش‌بینی می‌کند. کل این تمایز در یک جمله همین است: تناسب می‌گوید فرد می‌ماند یا نه، توانایی می‌گوید تا زمانی که آن‌جاست چقدر خوب عمل می‌کند.

چرا این تمایز هنگام انتخاب اهمیت دارد

خطای رایج بهینه‌سازی برای متغیر نادرست است. کسی با توانایی شناختی بالا می‌تواند در نقشی که او را خسته می‌کند به‌قدر کافی خوب عمل کند، و عملکرد کافی در نقشی نامتناسب راهی کند و ناخوشایند برای صرف یک دهه است. توانایی در را باز نگه می‌دارد؛ نمی‌گوید کدام در را می‌خواهید.

خطای معکوس هم واقعی است. انتخاب صرفاً بر اساس علاقه بدون توجه به این‌که آیا می‌توانید آن کار را انجام دهید به کم‌کاری مداوم در حوزه‌ای که دوستش دارید می‌انجامد، که همان لذتی را که انگیزه انتخاب بود از بین می‌برد.

خوانش عملی این است که از توانایی برای شناسایی آنچه شدنی است استفاده کنید و از علاقه برای انتخاب از میان گزینه‌های شدنی. هیچ‌کدام از این دو سنجه مشاغل را بر اساس ارزش رتبه‌بندی نمی‌کند، و هر دو گرایش‌هایی با تنوع فردی گسترده را توصیف می‌کنند.

پیش‌بین‌هایی که بر هر دو برتری دارند

دو چیز پیامدهای شغلی را بهتر از آنچه بیشتر افراد انتظار دارند پیش‌بینی می‌کنند، و هیچ‌کدام با آزمون هوش یا پرسش‌نامه علاقه سنجیده نمی‌شوند.

وظیفه‌شناسی عملکرد شغلی را در تقریباً هر شغل مطالعه‌شده پیش‌بینی می‌کند و تنها صفت از پنج عامل بزرگ است که چنین می‌کند. در بسیاری از تحلیل‌ها فراتر از توانایی شناختی قدرت پیش‌بینی می‌افزاید، که یعنی دو فرد با توانایی مشابه بر اساس آن به‌طور قابل‌توجهی در نتیجه متفاوت‌اند.

مصاحبه‌های ساخت‌یافته و آزمون‌های نمونه کار به‌عنوان ابزار گزینش تقریباً از همه‌چیز پیشی می‌گیرند، چون تماشای کسی که نسخه‌ای از کار واقعی را انجام می‌دهد اطلاعاتی می‌دهد که هیچ سنجه جایگزینی نمی‌گیرد.

شرایط بیش از هر دو وزن دارد. حوزه، جغرافیا، زمان‌بندی، و دسترسی به شبکه سهم‌های بزرگی از تنوع درآمد را توضیح می‌دهند، و هیچ‌کدام ویژگی فردی نیستند که سنجیده می‌شود.

چگونه بدون تفسیر بیش‌ازحد از نتایج آزمون استفاده کنیم

نمره شناختی را اطلاعاتی درباره نوع پیچیدگی‌ای که با آسودگی مدیریت می‌کنید در نظر بگیرید، نه یک سقف و نه یک رتبه‌بندی. بازه‌های اطمینان روی این سنجه‌ها به‌قدر کافی گسترده‌اند که تفاوت‌های کوچک میان افراد معنای بسیار کمی دارند.

نیمرخ علاقه را فرضیه‌ای برای بررسی در برابر تجربه در نظر بگیرید نه یک پاسخ. مطمئن‌ترین شواهد درباره این‌که آیا کاری برایتان مناسب است این است که کاری نزدیک به آن انجام داده باشید، که همان دلیل بهتربودن کارآموزی و پروژه‌های جانبی نسبت به هر پرسش‌نامه برای انتخاب شغل است.

هر دو را ورودی یک تصمیم در نظر بگیرید نه خود تصمیم. آزمون مسیر شغلی ما دانش شما از این چارچوب‌ها را می‌سنجد نه تیپ‌بندی شما، که دانستن آن پیش از خواندن هر ارزیابی‌ای که کسی به شما می‌دهد مفید است.

Career Path Test

25 سؤال، 25 دقیقه، به‌محض پایان نمره‌دهی می‌شود.

Career Path Test را بدهید

سؤالاتی که مردم هم می‌پرسند

آیا بهره هوشی بالا یعنی حقوق بالاتر؟

به‌طور میانگین و ضعیف، با رابطه‌ای که عمدتاً از طریق تحصیلات و شغل عبور می‌کند نه مستقیم. درون یک شغل معین، تفاوت‌های توانایی شناختی سهم کمی از تنوع دستمزد را توضیح می‌دهد، و حوزه و موقعیت جغرافیایی سهم بسیار بیشتری را توضیح می‌دهند.

آیا ارزش دارد آزمون‌های استعداد شغلی را انجام دهیم؟

به‌عنوان راهی ساخت‌یافته برای دیدن الگوهایی در آنچه شما را جذب می‌کند، بله. به‌عنوان منبعی برای پاسخی قطعی، خیر. ارزش واقعی آن‌ها تولید گزینه‌هایی شایسته بررسی است نه شناسایی یک شغل درست واحد.

به خواندن ادامه دهید

Marcus Bell درباره تصمیم‌گیری مالی و روان‌شناسی کار می‌نویسد و به این موضوع علاقه دارد که چرا دانستن پاسخ درست و عمل کردن بر اساس آن دو مسئله کاملاً متفاوت‌اند. راهنماهای بیشتر
← همه راهنماها همه نه ارزیابی را ببینید →